همش وقتی باهات دعوا میکنم به این فکر میکنم که چرا نمیتونی

همش وقتی باهات دعوا میکنم به این فکر میکنم که چرا نمیتونیم عادی باشیم؟ چرا نمیتونیم خیلی عادی باهم حرف بزنیم ، پیاده روی کنیم ، به هم نگاه کنیم یا حتی همدیگه رو صدا بزنیم؟؟
چرا نمیتونیم همدیگه رو درک کنیم؟
هروقت که قلبت رو میشکونم قبلش صدای شکستن قلب خودم توی گوش هام پخش میشه ، ولی چرا هیچکدوممون به این کثافت پایان نمیدیم؟
نمیدونم ، فقط آرزو دارم یه روزی باهم عادی باشیم و بعد از اون روز ، دیگه چشمم به روز دیگه‌ای باز نشه ، دیگه صدای نفسام شنیده نشه .
دیدگاه ها (۰)

برای بار آخر بوسه‌ای حواله چشمانم کردی ، تورا جویا شدم که آی...

نمی‌گذره ، فقط به درد عادت میکنی ؛ امیدوارم منم زودتر عادت ک...

خیلی قشنگ بود وقتی خوندم :بعد از مرگم جنازه‌ام را بسوزانید و...

این روز ها کمی صدایم بالا رفته است ، و میدانم که این موضوع ت...

سکوت پیستPart:⁴¹رسیدم جلوی در خونشپول تاکسی رو حساب کردم و ر...

در کنار اینا اینم بهتون بگم هر لحظه ممکنه هایب و بلیفت هیسون...

____[Stirring Ashes]____

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط