مَن بَراے ِ تو چَترے بیش نبودم…
بـاران ڪه تَمام شُد
فَراموشَم ڪَردی!
تو تَنها هَم قَدَم ِ باران مے خواستی!
اَما مَن
خودِ باران شُدَم بَعد اَز آن ...
دیدگاه ها (۴)

کسی هرگز نمیداند چه سازی میزند فرداچه میدانی تو از امر...

ما شقایق های باران خورده ایمسیلی ناحق فراوان خورده ایم ساقهٔ...

از يه جايى به بعداحساست يخ مى زنهديگه دردى حس نمى كنى وهيچ ك...

‌ڪسی را دوست دارم ڪہ هر شب در زیباترین شعــرهاے مـن حضـور دا...

من برای تو چترے بیش نبودمباران ڪه تمام شد فراموشم ڪردےتوتنها...

عاشقانه های شبنم

دعوای نگین با باران بعضی ها میگن ستایش بوده و مرده الان ولی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط