موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کند

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد
خَم ابروی تو مُژگان تَرَم شانه کُنَد
نرگس چشم تو آن ساغر لبریز شراب
باده دستم دهد و راهی میخانه کُنَد
گیسوانت شده‌ سرمصرع هرشعر و غزل
آتشی در دل هر شاعر فرزانه کُنَد
گُل رخسار تو گر جلوه نماید چو بهار
شَرری در دل شمع و دل پروانه کُنَد
موسم گُل شده و گُل ز نگارت بِدَمد
غُنچه لب وا کُنَد و خنده به افسانه کُنَد
بلبل از شوق گل روی تو آید به غزل
قُمری ازعشوه ی تو نغمه ی مستانه کُنَد...

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

دلم می خواست های ﻣﻦ ﺯﯾﺎﺩﻧﺪﺑﻠﻨﺪﻧﺪﻃﻮﻻﻧﯽ ﺍﻧﺪﺍﻣﺎ مهم ترین ﺩﻟﻢ می...

در ببندید و بگویید که منجز از او از همه کس بگسستمکَس اگر گفت...

سیندرلا و زیبایِ خفته نباش...یا شخصیت هایِ رویاییِ تویِ کارت...

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

عاشقانه های شبنم برابهترین مادر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط