چند روز پیش یه نفر رو کُشتم؛
چند روز پیش یه نفر رو کُشتم؛
کنارِ ساحلِ تنهاییهاش، تفنگی روی شقیقهاش گذاشتم؛ بعد گفتم خداحافظ.
و شلیک، و شلیک..
کُشتن جُرم بزرگیه؛ کُشتنِ کسی که سالها، با اون زندگی کردی..
کُشتنِ من، سختترین کاری بود که من کردم؛
"من" در لحظهای که جان میداد، غمگین نبود، اون بلند میخندید..
موجها روی اندامش میلغزیدن، و بارون مثل شبهای دلتنگی، روی چشمهاش مینشست..
کنارِ ساحلِ تنهاییهاش، تفنگی روی شقیقهاش گذاشتم؛ بعد گفتم خداحافظ.
و شلیک، و شلیک..
کُشتن جُرم بزرگیه؛ کُشتنِ کسی که سالها، با اون زندگی کردی..
کُشتنِ من، سختترین کاری بود که من کردم؛
"من" در لحظهای که جان میداد، غمگین نبود، اون بلند میخندید..
موجها روی اندامش میلغزیدن، و بارون مثل شبهای دلتنگی، روی چشمهاش مینشست..
- ۴۰۴
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط