قصه‌ی من قصه‌ی شب...

قصه‌ی من قصه‌ی شب...
فریاد درون حس یه درد...
دیدگاه ها (۰)

خودشو کشت همون روز...همون رو که ا تو میپاشید...

از بچگی بهم گفتن:...بزرگ میشی یادت میره...

چند سالی هست همینه حالم...دارم میمیرم شبی یه بار...

سخت میشه حرف زدن...وقتی نگاهارو میشه خوند...

قصه ی پر درد ولی قشنگ بود#جیران#شهرزاد#تاسیان#پوست_شیر#خاتون...

شهر میخوابد به لالای سکوتاختران نجوا کنان بر بام شبنرم نرمک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط