تکپارتی
#تک_پارتی
«وقتی دیر وقت از مهمونی دوست میای »
کلید رو چرخوندم و آروم آروم وارد خونه شدم
انگار خونه کسی نبود برغ رو روشن کردم دیدم تهیونگ رو مبل تک نفره نشسته با عصبانیت زل زده بهم
ت..تهیونگ...م..من
_خفه شووو../عربه/
ب..بخشید /بغض/
آمد نزدیکم. و دستامو بالا سرم با یه دستش گرفت و گفت
_باید تنبیه شی/پوزخند/
میخواستم حرف بزنم که لباش رو روی لبام گذاشت و مک میزد
خواستم خودمو ازش جدا کنم اما فایده نداشت
___________________
ادامشو.. تو کامنت ها بخونید
بوس بهتون🎀✨️
...
«وقتی دیر وقت از مهمونی دوست میای »
کلید رو چرخوندم و آروم آروم وارد خونه شدم
انگار خونه کسی نبود برغ رو روشن کردم دیدم تهیونگ رو مبل تک نفره نشسته با عصبانیت زل زده بهم
ت..تهیونگ...م..من
_خفه شووو../عربه/
ب..بخشید /بغض/
آمد نزدیکم. و دستامو بالا سرم با یه دستش گرفت و گفت
_باید تنبیه شی/پوزخند/
میخواستم حرف بزنم که لباش رو روی لبام گذاشت و مک میزد
خواستم خودمو ازش جدا کنم اما فایده نداشت
___________________
ادامشو.. تو کامنت ها بخونید
بوس بهتون🎀✨️
...
- ۲۵۶
- ۰۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط