تکه های شکسته قلبش را با دست های آغشته به خون جمع می‌کرد

تکه های شکسته قلبش را با دست های آغشته به خون جمع می‌کرد تا مبادا کسی را زخمی کنند.
دیدگاه ها (۰)

هرکه را می نگری مرکز پرگار غم است کیست در دایره چرخ مسلم باش...

نانای کنیم

خاطرات خیلی عجیبن ؛ گاهی میخندم به روز هایی که گریه میکردم ،...

اردک بوجی بوجی خنگ ناز اقوری بقوری نانا

بال های او مثل قلبش شکسته بود....

چند پارتی جونگ کوک

آقایان مذاکره کننده وپزشکیان شما بدجورمدیون خون خیلی ازشهدا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط