هیچ کس از عشق سوغاتی به جز دوری ندید

هیچ کس از عشق سوغاتی به جز دوری ندید
هر قدر یعقوب تنها شد زلیخا بیشتر
بر بخارِ پنجره یک شب نوشتی: "عاشقم"
خون شد انگشتم بر آجر حَک کنم؛ ما بیشتر
دیدگاه ها (۰)

هیچکس از عشق سوغاتی جز دوری ندیدهر چه یعقوب تنها شد زلیخا بی...

یوسف پیامبر

یوسف پیامبر

یوسف پیامبر

تقدیم به جانانم که مهرش امید را در وجودم جاودانه میسازد:🫀🫂آر...

╭─────────────── 🌷 ───────────────╮✦ پارت ۸ | حسی که نمی‌شد ...

۳۱ سالگیت مبارک نور من جیمین من🌙💜تو زیباترین نوری هستی که شب...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وچهارم: هتل---هتل.کوچک. دنج. اتاقی در ط...

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت پنجم | بوی آشنا صبح، عمارت بیش از همیشه...

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط