+والا میخوام ببین شرکت هست یا نه
+والا میخوام ببین شرکت هست یا نه
ویو فرانک🎀
برای لباس یه دامن آستین دار سیاه سفید پوشدم و کیف سفید آرایش کردم و موهامو باز گذاشتم. (عکش رو میزارم)
+ردیاب رو نگاه کردمو راه افتادن وقتی که وارد شدم هیچکس نبود وقتی که میخواستم وارد اتاق جونگکوک بشم که تهیونگ جلوم رو گرفت و گفت (علامت ته ته ! )
! لطفا وارد نشو خانم فرانک
+چرا وارد نشم؟
(بچه هاشون نیاز میشه منم چیزی بگم برای همین میگیم علامت نویسنده * )
*وقتی که وارد شدم با چیزی که دیدم اشکام بی اختیار میریختن....
ویو فرانک🎀
برای لباس یه دامن آستین دار سیاه سفید پوشدم و کیف سفید آرایش کردم و موهامو باز گذاشتم. (عکش رو میزارم)
+ردیاب رو نگاه کردمو راه افتادن وقتی که وارد شدم هیچکس نبود وقتی که میخواستم وارد اتاق جونگکوک بشم که تهیونگ جلوم رو گرفت و گفت (علامت ته ته ! )
! لطفا وارد نشو خانم فرانک
+چرا وارد نشم؟
(بچه هاشون نیاز میشه منم چیزی بگم برای همین میگیم علامت نویسنده * )
*وقتی که وارد شدم با چیزی که دیدم اشکام بی اختیار میریختن....
- ۴۰۶
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط