دلم بدون تو هی بهانه می‌گیرد

دلم بدون تو هی بهانه می‌گیرد
سراغ یک غزل عاشقانه می‌گیرد
همان غزل که نوشتی درون چشمانت
و بعد از آن گل سرخی جوانه می‌گیرد
ولم نمی‌کند آن خاطرات پر احساس
که لحظه لحظه دلم را نشانه می‌گیرد
هوا هوای چموشی ست روح باران هم
از این هوای غریب میانه‌ می‌گیرد
کسی نخواست بفهمد چرا دل شاعر
ز دست محفل انس شبانه می‌گیرد
در آن غزل که نوشتی چقدر معصوم است
پرنده ای که زدست تو دانه می گیرد
تو را به جان غزل های خستگی هامان
به آن تبی که ز چشمت زبانه می‌گیرد
خدا کند که پرنده رها شود از درد
همان پرنده که بی تو بهانه می‌گیرد....!!

اله سنسیزلمیشم.

🌸💕🌸

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

همه شب خیال رویت به دلم زن‍َد جوانهبه امیدِ روز فردا ...

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم بیمارت هزارا...

با حرف‌هایتقلبم را در آغوش بگیرجبران کن این همه ندیدنت را......

‍ یارب دل دوستان پراز غم نكنی باتیر قضا...

💫 باز دل تنگ تو شد کاش خدا رحم کند؛وقت باریدن اشکم  ،  نم با...

𝓟𝓪𝓻𝓽1

پارت دوازدهم-سیب زمینی-

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط