دلبر کمند بست و من آن را گسیختم

🌱🍒دلبر کمند بست و من آن را گسیختم

ای خاک بر سرم که ز یارم گریختم

بر سر نشسته خاک فراق تو بیختم

سوغات چون نشد بخرم باز ریختم🌱🍒
دیدگاه ها (۰)

🍒🌱گاهی هم قشنگ حرف بزنیم، کمی قشنگ‌تر!بگوییم: «میدانی، توی پ...

#پست_جدید #خاص

🍒🌱او گفت: درون قلبت چیست؟من گفتم: غم و رنجو او گفت: "بگذار ه...

🍒🌱گر عشق به تنهایی ما سنگ نمی زدحرفی به تو این عاشق دلتنگ نم...

به هوای تو دلم بال و پرش را نشکست/پر زد و باز در آن کنج، کنا...

✿ ✿ ای سفر کرده، دلم بی‌تو بفرسود، بیا غمت از خاک درت بیشترم...

«زهرای من» سروده غلامعلی حدادعادل در فراق دختر شهیدشای نازنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط