در سکوت شب خانه زد فریاد اما تو نشنیدی

در سکوت شب خانه زد فریاد اما تو نشنیدی
دل به پایت افتاد آرزو کردم بعد از تو عاقل نشوم
آشنای من من غریبم بی تو با خیابان ها من رفیقم بی تو
بعد تو عمرا من دگر عاشق نشوم
تو رفتی دگر ماه و آیینه خداحافظ بغض تو سینه خداحافظ
گم شد در قلبت عشق بی ثمرم
عشق بی خانه خداحافظ اشک بی شانه خداحافظ
باز افتاد در کوی غم‏ ها گذرم
چیدی گلم را از باغی که داشت آلوده‏ ی عشق میشد
شاخه‏ ی عشقت را در قلبم سوزاندی ولی خشک نمیشد
از تمام آرزوهایم باغ بی برگ مانده برایم
دور شدی تو برای همیشه مانده ام باز با غصه هایم
تو رفتی دگر ماه و آیینه خداحافظ بغض تو سینه خداحافظ
گم شد در قلبت عشق بی ثمرم
عشق بی خانه خداحافظ اشک بی شانه خداحافظ
باز افتاد در کوی غم‏ ها گذرم
دیدگاه ها (۱)

اگه یک روز نبودم با دیدن ( رز ابی خشک شده ) یاد من بیوفت ‌.

زندگی با آدما بسه می‌خوام برم زیر آب با باب اسفنجی زندگی کنم...

من همیشه به همه میگفتم آدم نمیمیره کهتحمل کن اینم تموم میشه ...

باز باران با ترانه می‌خورد بر بام خانه خانه ام کو؟خانه ات کو...

#بفرست_براش بگو...جانم چرا با من ، نگاهت سرد و خاموش است؟تو ...

Jongkook_roman_وقتی دعوا شدید می‌کنید_Part2_چرا باید بهت توج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط