‏دوستم چند گرم طلا داشت گذاشت تو دیوار بفروشه

‏دوستم چند گرم طلا داشت گذاشت تو دیوار بفروشه
یه خریدار پاشد اومد محل کار ما
با یه ترازوی کوچولوی طلافروشی
گفت طلافروشم و کارم اینه تو دیوار طلا می‌خرم
خلاصه وزن کرد و خیلی بیشتر از نرخ روز، طلاها رو‌خرید و معامله انجام شد
مثلا پول رو شبا کرد رسید رو‌ هم نشون دوستم داد
منتها نه ‏شماره پیگیری داشت رسیدش
نه کارت مغازه شو داد
نه هیچی
و میخواست طلاها رو ببره
خلاصه ما قبول نکردیم و گفتیم که ما تا شب شیفتیم
برو و چند ساعت بچرخ تو شهر به محض اینکه پول واریز شد بیا ببر طلاها رو
چون بالاخره دوستم اینجا کارمنده و میشناسنش
خلاصه بعد نیم ساعت جر و بحث طرف رفت
و بعد ‏۸ ساعت هیچ خبری از واریز پول یا برگشت اون آقا نشد
خلااااااصه که
خیلی حواستونو جمع کنید
روش های دزدی خیلی متنوع و جالب شدن

🆔 💯
دیدگاه ها (۰)

🔴 هیچ کار خداوند بی‌حکمت نیست ...پادشاهی هنگام پوست کندن سیب...

پارت۲۰ قمار یا زندگی

عشق بی پایان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط