کاش میتوانستم؛

کاش میتوانستم؛
تمام لذت هایی که بردم را در صندوقچه ی
قلبم ذخیره کنم
و هیچ‌گرد و غبار دنیایی نتواند آن ها را از بین ببرد
کاش آن حس ها برای همیشه تر و تازه در قلبم ماندگار بمانند
بوی بهشت براستی که شبیه بوی شلمچه است
وقتی به اروند نگاه می کردم تمام حرف های راوی در گوشم زمزمه میشد
اروند وحشی،
بچهای غواض،
دندان های قفل شده،
بدن پوست پوست شده،
راوی میگفت غواص ها نیاز به معرفی خود نداشتند
آن ها با فاصله دور هم شناخته میشدند ...
راوی از دهلاویه میگفت؛
از یک شهید هسته یی،
از نخبه ایرانی،
از گلوله یی که شاهرگ را قطع کرد.
از شهید چمران...
آنجا حس خوب را بین همه تقسیم می کنند
زمزمه ها آنجا همه یکی ست؛
شهدا
شرمندگی
گناهانمان
آنقدر غرق می شوی در دنیای آن ها
هرفکری که رنگ و بوی خدا ندهد
پوچ و بی معنی می شود.
و گاهی در اوج لذت بردن از آن فضای معطر به خون شهدا
به فکر کسانی میفتی که خود را از شهیدان دور نگه میدارند
و چه مهربانانه دلت می سوزد به حالشان
اما همه ی این دیدن ها و شنیدن ها تعهد میاورد
تعهد به عبد بودن
تعهد به وطن
تعهد به ولایت
تعهد به مخالفت با تمام دشمنان کشور عزیزمان
کاش پای بند به همه ی این تعهدات باشیم
و خواسته یا ناخواسته خود را
در مسیر گمراهان،
مسیر بی نام و نشانان قرار ندهیم.

و ما از شهداعاجزانه میخواهیم
هیچ گاه ما را به حال خود رها نکنند تا روزی که برسد صاحب مان...

✍︎پناه

#شهدا
#راهیان_نور
#شلمچه
#عکاسی
#دهلاویه
#هویزه
#اروند
#۲_بهمن
#۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)

✦ اولین گناه ✦فصل هجدهم: کسی که دنبالش گشت---دنبالش گشتم.اول...

مرد بی رحم

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۲۲: رقصِ گیلاس‌هایِ سیاه زیر...

پارت: 25 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نگاهِ زین برای یک ثانیه روی...

قورباغه هایی که مامور خدا بودند!

نام=)سایه مافیا### پارت پانزدهم: زندانِ امنِ سایه‌هاوقتی لیه...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

چند پارتی

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

پارت۲بوسه‌ی کاتسوکی بویِ تندِ عرق، بارون و انفجارهایِ مهارنش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط