آنجا که عشق با زبری زیر می شود

آنجا که عشق با زبری زیر می شود
دلبر به انتظار نمک گیر می شود

فهمیده ای چرا به غذا لب نمی زنم ؟
آدم که خون دل بخورد سیر می شود

چون جنگ های تن به تنِ چرخ دنده هاست
دستی که لای موی تو درگیر می شود

از گربه ی فرو شده در تنگنا بترس
هر گربه ای به وقت خطر شیر می شود
دیدگاه ها (۰)

بگیر آنقدر محکم در بغل دلبسته ی خود راکه در بَر دارد انگاری ...

یک روز می‌رسد که در آغوش دیگری با شعرهای کهنه ی من گفتگو کنی...

دلتنگ که شویدیگر فرقی نمیکند روز باشد یا شبخسته باشی یا سیر ...

از واقعه ای تو را خبر خواهم کردو آن را به دو حرف مختصر خواهم...

پارت 2

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁰. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.تهیونگ نگاهش رو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط