به شالت قطره‌ها جا می‌گرفتند

به شالت قطره‌ها جا می‌گرفتند
دو دستم جان ز گرما می‌گرفتند
تو خندیدی، خزان از خاطرم رفت
درختان رنگِ رؤیا می‌گرفتند.
دیدگاه ها (۴)

رنگ شالت صورتی و رنگ لبهایت شراب از تو دارم خواهشی ای دختر ح...

پاییزسرد و بی رحم نیستفقطجسارت زمستـان را نداردذره ذره زرد  ...

پاییزسرد و بی رحم نیستفقطجسارت زمستـان را نداردذره ذره زرد ...

سلام امام زمانمسلام مهدی جانبیا که بی تو دل من بهانه می‌‌گیر...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

🍂🍁 دلم رنگ پریده تر از #خزانشکننده تر از ساقه ی خشکیده ی درخ...

ما راه تو را با دل و جان می‌پوئیمبا تو ز غریب سامرا می‌گوئیم...

﷽#مولاجان🥀خزان ز راه می‌رسد، جوانه پیر می‌شودنَفَس چه زود می...

مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزمطایرِ قُدسم و از دامِ جهان...

تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزردهٔ گزند مبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط