یه بار مامانم گفت بیرون دزده و اینا با ابجیت میرین بیرون

یه بار مامانم گفت بیرون دزده و اینا با ابجیت میرین بیرون هواستون رو جمع کنین رهی هر وقت داشتیم راه میرفتیم میگفت بدو اون مرده که از نصیرآباد تا تهران منطقه یک فاصلمونه دنبالمون راه افتاده منم میگفتم عهههه جدی میگفت اره بعد یه جوری میدویدیم که انگار پیرمرد که نه سگ شکاری دنبالمونه _🎀🎀🎀



#روشا #بی_تی_اس #استری_کیدز #لیسا #اکسپلور #هیونجین #تهیونگ
دیدگاه ها (۰)

سلام به همگی چطورین

دلم اون حالو هوایی رو میخواد که میرفتیم لوازم و تحریر مدرسمو...

فیک جدید (عشق سخت )پارت۱

#اشتباه_خوب_من#پارت_۶۵_چرا زحمتش دادی _چه زحمتی وظیفشه دخترش...

#part3این پارتم میزارم ولی اگه دوسش ندارین بگین که دیگه ننوی...

🍷پارت شانزدهم 🍷

Novel panleo

روانی منp33

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط