دلم ازب س ام نمه شب تار گرفت

دلم ازبي كسي ام نيمه شب تار گرفت
دلم از اين همه غم اين همه أزار گرفت
امدم تا كه شكايت كنم إز جرح فلك
اين دل غم زده از حسرت بسيار گرفت
هر كه أمد به دل غم زده ام غصه نهاد
كو طبيبي كه سراغ از من بيمار گرفت
گله بشت گله از ياري تقدير جه بود
به هم اغوشي گل در بغل خار گرفت
ميل ديدار تو داود دل وامونده ي من
گذر تلخززمان فرصت ديدار گرفت
خواستم تا بنويسم غم دل سنگ صبور
دفترم شعله كشيد و دل خودكار گرفت🖤🥀
دیدگاه ها (۰)

🥀🖤

🥀🖤

🖤🥀

Nafasam859

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط