روزها
روزها
بدون اینکه داشته باشمت
از پی هم می آیند و می روند
تمام احساس قلبی ام
در غمی عمیق ته نشین می شود
پلکهایم سنگین
و آبستن سکوتی ست تلخ
نمیدانم این نوشته های بی صبری ام
را می خوانی یا نه ؟؟؟
اگر یک روز آمدی
و چشمت به اندوه دلم بر روی
سطر به سطر دفتر احساسم افتاد
بدان از بیداری می ترسیدم
بیداری خیلی دردناک ست وقتی تو نیستی
حجم نبودنت را به رخم می کشد
می دانم که داشتنت محال ست
حتی برای لحظه ایی اندک
و من بودنت را
در یک خواب شیرین و ابدی
در آغوش رویاها آرزو می کنم ....
بدون اینکه داشته باشمت
از پی هم می آیند و می روند
تمام احساس قلبی ام
در غمی عمیق ته نشین می شود
پلکهایم سنگین
و آبستن سکوتی ست تلخ
نمیدانم این نوشته های بی صبری ام
را می خوانی یا نه ؟؟؟
اگر یک روز آمدی
و چشمت به اندوه دلم بر روی
سطر به سطر دفتر احساسم افتاد
بدان از بیداری می ترسیدم
بیداری خیلی دردناک ست وقتی تو نیستی
حجم نبودنت را به رخم می کشد
می دانم که داشتنت محال ست
حتی برای لحظه ایی اندک
و من بودنت را
در یک خواب شیرین و ابدی
در آغوش رویاها آرزو می کنم ....
- ۵.۵k
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط