.

.
بعضی وقتا دلم می‌گیره برای حال و روز شهریار
چه فریادهایی پشت سکوت بیت هاش بود،
چه بی معرفتی ها دید و دم نزد
می دونی من اوج تنهایی شهریار رو اونجا دیدم که برای تسلای حال خودش با دل خونین ، خطاب به خودش نوشت:
"من از صبر و شکیبم شهریارا شُهره ی آفاق
همه آفاق هم حیران ، از این صبر و شکیب "
دیدگاه ها (۰)

پیامی از طرف خدا: تو با ایمان از من بخواه به چطور شدنش فک...

شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی، اما حالا که به ...

وقتی دلت بشکنه...تغییر می‌کنی دیگه مثل قبل نمی‌خندی مثل قبل ...

میدونی چرا به قفسه سینه میگن قفسه؟همینقدر ساده همینقدر پرمعن...

پارت هدیه. صفحه دوم: لباس بورا برای تشیع جنازه

خسته از قوی بودن

Letter.عزیزم...اگه این نامه به دستت رسید‌، یعنی من دیگه نیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط