پدرم گاه صدا میزندم شعر سپید

پدرم گاه صدا می‌زندم شعرِ سپید
بس‌که آشفته و رنجور و به هم ریخته‌ام ...
دیدگاه ها (۰)

شهر را قاب عکس می‌بینمخودم را قاب عکسو قاب عکس پشت قاب عکسخا...

من نفهم و آویزون و دروغگو و هول...نیستم،من فقط یه طوری خاصی...

آب بود؛شنا هم می دانستم؟اما راه رسیدن من دریا نبود،پرواز بود...

سختَ ست که عاشِق شوی و هیچ ندانندهِی شـِعر بگویی بنـویسند که...

﷽‌☘#مولاجانم🍃آقا بیا که بی تو پریشان شدن بس استاز دوری تو پا...

کلبه ی دلم اشفته بازاریست که روزها بارانی و شب ها همچون جنگل...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌به ونوس موزیک خوش اومدید، قوهای لطیفِ هنری🦢🌙✨...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط