یه جایی از زندگی، تنهایی دیگر درد نیست… عادت می‌شود.

یه جایی از زندگی، تنهایی دیگر درد نیست… عادت می‌شود.

اوایلش سخت بود؛ سکوت اتاق، نبودن کسی برای حرف زدن،

حسِ خالیِ کنار آدم.

اما کم‌کم یاد می‌گیری با خودت زندگی کنی.

یاد می‌گیری خیلی حرف‌ها را نگویی، خیلی احساس‌ها را نگه داری،

و خیلی شب‌ها را فقط با فکرهایت سر کنی.

و عجیب‌ترین بخشش این است که بعد از مدتی

دیگر نه از تنهایی می‌ترسی، نه حتی دنبالش فرار می‌کنی…

فقط به آن عادت می‌کنی.

آن‌قدر که وقتی کسی بخواهد وارد دنیای ساکتت شود،

می‌فهمی تنهایی دیگر فقط یک وضعیت نیست…

خانه‌ای است که آرام آرام در آن ساکن شده‌ای.
دیدگاه ها (۱۰)

تاریکی ترسناک نیست...گاهی تاریکی، امن‌ترین جایی‌ست که می‌شود...

دوست داشتنِ یک نفر، مثل نقل مکان کردن به یه خونه‌ست.اولش عاش...

دوست داشتنِ یک نفر، مثل نقل مکان کردن به یه خونه‌ست.اولش عاش...

​گاهی تنهایی، فقط خلوت‌کردن با خودت نیست؛ یک سکوت سنگین و کش...

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

لحظه هاتو از دست نده

گاهی همسرمان کم‌حرف نشده؛فقط یاد گرفته حرف زدن، همیشه امن نی...

رز آبی پارت ۷

بسم الله الرحمن الرحیم نمی‌توانی فقط جمع کنی اما پراکنده نکن...

باور می‌کنی این میز با یه سینی و چوب پرده ساخته شده؟ 😍برای ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط