مهم

سلام
الان که این متن رو دارم می‌نویسم صبح،روز یکشنبه‌ است.
تازه از بیمارستان اومدیم و من واقعا نیاز دارم گریه کنم.
ساعت ۲:۰۰ بهمون زنگ زدن گفتن داداشم تصادف کرده.
ما ساعت۳:۰۰ رسیدیم بیمارستان و داداشم رو بستری کردن.
می‌خوام بشینم گریه کنم ولی عموم خوابه و غرورم این اجازه رو بهم نمیده.
حتی دوستمم خوابه و من نمیتونم باهاش حرف بزنم.
شاید چند روز آف شم⁦༎ຶ⁠‿⁠༎ຶ⁩
دیدگاه ها (۱۵)

ماشین داداشم جوریه که اگه ببینیدش باور نمیکنید زندست.وقتی وی...

تمام تحقیقات و حرف های مردم از یونگی!

تمام تحقیقات و حرف های مردم از یونگی!

دوست دختر اجاره ای

𝐌𝐲 𝐛𝐫𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫'𝐬 𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝_𝐏𝐚𝐫𝐭 ¹⁰ ( یک هفته بعد ) « ویو سوجین » سو...

وانشات اینوماکی//پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط