و من

و من
آنقدر تورا عاشقم
که حاضرم
پشت هر قدمت
سجده کنم
برای بوسیدن خاک پای تو..
دیدگاه ها (۲)

قضاوت می کنی مارا قضاوت میشوی روزیمسوزان سینه ی ما را که روز...

خانه دلتنگ غروبی خفه بود...

آن‌ها در قلبمان، زیباترین داستان ها بودند...

می روم گوشه ی دنجی که تو را بغض کنم...

بوسیدن لب های تو گناهیست که حاضرم تا اخرین لحظه ی عمرم مرتکب...

تورا...تو خیلی...تو خیلی خیلی با فهمی...انقدر فهمیده بودی که...

عرعرستان ذلیل و بدبخت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط