اسم رمان..

اسم رمان..
انتقام در لباس عشق:)

زوج اصلی = کیم چه وون ، جئون جونگ کوک.


زوج فرعی •••• جئون سوآ ، جئون جونگ هیون.


ژانر رمان/ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عاشقانه.. درام و درد عاطفی.. انتقامی.. درام..

عشق ممنوعه.. درگیری و فشار خانواد.. دارک رومنس..


☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆

« معرفی کارکتر ها »


کیم چه وون..

اخلاق/شخصیت:

مهربون.. شیطون.. لجباز.. تخریبگر.. حاضر جواب..

مستقل.. شجاع و جسور.. قوی.. جنگجو.. یه دنده..

علایق/ویژگی ها:

آشپزی بلده.. به حیوانات علاقه داره.. اهل جاهای رسمی نیست..

نقاشی میکشه.. گالری داره.. چند مطب و شرکت..

خصوصیات ظاهری/چهره:

چشم های سبز آبی.. مژه های بلند و فر، مشکی..

لب های غنچه و گوشتی سرخ.. بینی ساده و نچرال..

اندامی باریک و ظریف.. پوست و بدنی برنزه..

موهای خرمایی تا زیر باسن..


سن/ 18 قد/ 175 وزن/ 45

شغل/ روانشناس، توی شرکت باباش کار میکنه...


☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆


جئون جونگ کوک..

اخلاق/شخصیت:

خوش قلب.. سرکار جدی و سرد.. مودب.. اخمو..

خونسرد.. جنتلمن.. حسود.. گاهی غیرتی.. عصبی..

علایق/ویژگی ها:

اشپزی پرفکت.. سلیقه ی خوب.. از خرید و مسخره بازی بدش میاد..

صدای خوبی داره.. فیلم دیدن رو دوست داره..

چند مغازه، شرکت، بانک، و... داره..

خصوصیات ظاهری/چهره:

چشم های مشکی مانند تیله.. لب هایی کمی مایل به صورتی..

موهایی خرمایی و نرم.. بینی ساده.. زاویه فک دار..


سن/ 40 قد/ 2،50 وزن/ 71

شغل / مافیا.. توی شرکت بابای چه وون کار میکنه..

☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆

« کارکتر های فرعی/غیر اصلی»

اقا و خانوم جئون.. اقا و خانوم کیم.. کیم تهیونگ برادر کیم چه وون..

جئون سوآ.. جئون جونگ هیون برادر جونگ کوک..

و اعضای خانواده پدری و مادری جئون و کیم..

..........................................

« خلاصه»

همه‌چیز از یک جدایی شروع شد...
جدایی‌ای که انتخاب هیچ‌کدامشان نبود.
او و عشقش یکدیگر را دوست داشتند، اما خانواده‌ی پسر برای جدا کردنشان دست به هر کاری زدند؛ از تهدید گرفته تا مجبور کردن پسر به ازدواج با دختری که خودشان انتخاب کرده بودند.
دخترک با قلبی شکسته و غروری که بیشتر از عشقش زخمی شده بود، مجبور شد پایان رابطه‌شان را بپذیرد.
اما درست یک هفته بعد، در عروسی‌ای که قرار بود آخرین جایی باشد که دلش می‌خواهد در آن حضور داشته باشد، تصمیمی می‌گیرد که مسیر زندگی‌اش را برای همیشه تغییر می‌دهد.
اگر خانواده‌ی او عشقش را از او گرفته‌اند، پس چرا نباید چیزی را از آن‌ها بگیرد؟


نقشه‌اش ساده بود؛
نزدیک شدن به برادر عشق سابقش، جئون جونگکوک.
کاری کند که جونگکوک عاشقش شود...
و درست همان لحظه‌ای که مطمئن شد قلبش را به دست آورده، او را ترک کند.
قرار بود جونگکوک فقط یک قربانی باشد.
قربانی انتقامی که هیچ نقشی در گذشته‌ی آن‌ها نداشت.
اما هیچ‌چیز طبق نقشه پیش نرفت.
چون پشت تمام آن دروغ‌ها، نقش بازی کردن‌ها و تظاهر به علاقه، احساسی شکل گرفت که دخترک هرگز برایش آماده نبود.
او قرار بود قلب جونگکوک را بشکند...
اما خودش، آرام‌آرام، قلبش را به او باخت.
حالا باید بین انتقامی که برایش همه‌چیز را شروع کرده بود و عشقی که قرار نبود هرگز وجود داشته باشد، یکی را انتخاب کند.
اما اگر جونگکوک روزی بفهمد تمام این مدت، دلیل نزدیک شدن او یک دروغ بوده...
آیا هنوز می‌تواند دوستش داشته باشد؟

~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•


تعداد پارت ها/ نزدیک به 500..


مکان/ سئول..


سال/ 2026..




اسلاید دوم، جونگ هیون(کراشمهههه🌚😭)
اسلاید سوم، سوآ 🎀🙂‍↕️جذابه خداوکیلی..

شرط؟
200 لایک
80 بازنشر
100 کامنت (ایموجی ممنوعه، فقط درمورد فیک، و نقش ها بگینن)
دیدگاه ها (۵۲)

White Lotus | Part 29صبح روز بعد...سئول با یک خبر جدید بیدار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط