شب

#شب!
قتلگاه خاطره‌های من است. تو منتظر نشسته‌ای به مرگ بیداری‌ام. چشم بر می‌بندم
آمدنت را چشم باز می‌کنی...
دیدگاه ها (۳)

#با توام ای عشق بی انصاف، این انصاف بود!؟رفتنت دست خودت باش...

#جام شرابی که طعم بوسه به #لب داشتپیر شدیم و شبی به کار نیام...

#بگو دوباره به این جهان بازخواهیم‌گشتو مراحتی اگر درخت گیلاس...

#پرنده‌ای آبی در قلب من است که می‌خواهد بزند بیرون اما من به...

و من در میان شب های بی تکرار زندگی امخورشیدی را جست و جو می ...

شاید دور

🌱🍒ای سایه ی خیال و تمنای من سلام ای منتظر نشسته به رویای من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط