داستان از این قراره که توی مراسم بلودراگون،
داستان از این قراره که توی مراسم بلودراگون،
مجری اسمِ « لی جون هیوک » رو برای اعلام برنده جایزه میخونه..
" لی جون یونگ " بنده خدای ما هم اسمش رو اشتباهی میشنوه و فک میکنه که اون برنده جایزه شده..
برای همین میره رو صحنه جایزه رو هم میگیره.
اونجا تازه متوجه میشه که اشتباه گرفته بوده و بدو بدو میاد تا صاحب اصلی جایزه رو پیدا کنه و اونو میده بهش.
خلاصه اون بچه تا آخر مراسم لبخند از رو لبش پاک میشه و همش عذرخواهی میکنه و خجالت میکشه..🙃💔
و مجریها هم که دستشون دردنکنه وقتی میبینن لی جون یونگ موذبه همچنان به شوخی و صحبتشون راجع به این اتفاق ادامه میدن:))))🚶🏻♀️🥀
چون تلفظ اسم هاشون خیلی شبیه هم بوده مجری هم گردن نگرفته که واقعا اشتباه خونده یا نه😭😭)
مجری اسمِ « لی جون هیوک » رو برای اعلام برنده جایزه میخونه..
" لی جون یونگ " بنده خدای ما هم اسمش رو اشتباهی میشنوه و فک میکنه که اون برنده جایزه شده..
برای همین میره رو صحنه جایزه رو هم میگیره.
اونجا تازه متوجه میشه که اشتباه گرفته بوده و بدو بدو میاد تا صاحب اصلی جایزه رو پیدا کنه و اونو میده بهش.
خلاصه اون بچه تا آخر مراسم لبخند از رو لبش پاک میشه و همش عذرخواهی میکنه و خجالت میکشه..🙃💔
و مجریها هم که دستشون دردنکنه وقتی میبینن لی جون یونگ موذبه همچنان به شوخی و صحبتشون راجع به این اتفاق ادامه میدن:))))🚶🏻♀️🥀
چون تلفظ اسم هاشون خیلی شبیه هم بوده مجری هم گردن نگرفته که واقعا اشتباه خونده یا نه😭😭)
- ۳.۰k
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط