روایت مادری که باز صبر میکند
روایت مادری که باز صبر میکند…
مثل زینب(س)…
بیست دو روز بیشتر نداشت که به آغوش درخت افتاد.....
«مادری که میان خاک و خون ایستاده، به درختی پناه میبرد…
میگوید: تو شرافت داشتی… امانت را نگه داشتی…
درخت تو به من فهماندی که بعضی شرافتها ریشه در خاک دارند..... 🥹
مثل زینب(س)…
بیست دو روز بیشتر نداشت که به آغوش درخت افتاد.....
«مادری که میان خاک و خون ایستاده، به درختی پناه میبرد…
میگوید: تو شرافت داشتی… امانت را نگه داشتی…
درخت تو به من فهماندی که بعضی شرافتها ریشه در خاک دارند..... 🥹
- ۹.۸k
- ۲۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط