اگر عاشقی بنویس یا حسین

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

خیالت را آرزو می‌کنم برای تسکینِ دلتنگی‌هایم:))...

ڪاش‌اِمام‌حُسِین(ع)؛ دࢪونمون‌باشه‌؛نه‌نقابِمون...

کیست جز گریه به دل‌تنگی ما رحم کند؟

آه خدایی قصه ی عطش چقدر گریه داره:))...

بی تو مگه زندگی زندگی بود:))...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط