Love
"Love"
GHAPTER:¹
PART:¹²
"ویو خونهی تهیونگ"
از این به بعد علامت میزاریم
تهیونگ:_
انیا:+
م:خب تهیونگ جان خونتون اینجاست ؟
_اوم
م:خب کلید رو بنداز تو در دیگه
یک دفعه بادیگارد درو باز کرد
تهیونگ کیفشو انداخت بغل بادیگارد
_گمشو اونور
بادیگارد:چشم
م:(با دهن باز)ااا تهیونگ جان چه خونهی قشنگی
_میدونم
همه رفتن جُز آنیا که یک جا وایساتده بود و به اینور و اونور نگاه میکرد
_(دستشو جلوش تکون میده)چته چرا یک جا وایستادی
+ها چی بله(آشفتگی)
_میگم چرا یک جا وایستادی
+اها میگم کجا باید برم
_طبقهی بالا اتاق دوم
+اها باشه
"ویو ته"
اره من از قصد بهش گفتم.... چون اتاقش روبه روی من....
"ویو تمرین"
همه تو تیم خودشون..... داشتن تمرین میکردند....
"بعد تمرین"
همه رو مبل نشستن با خستگی...
تهیونگ رو مبل ولو شد رو مبل...
_هوی برو ویسکی و شامپاین بیار
...:چشم(علامت خدمتکار:...)
همه انقدر خورده بودن مست کامل شده بودن(جز تهیونگ چون چیزی روش اثر نشد)
"ویو ته"
همه رفتن تو اتاق اشون....
رفتم آب بخورم که از پشت یک دست دور کمرم بسته شد
(بی آید پست بعد تو کامنتا😜)
GHAPTER:¹
PART:¹²
"ویو خونهی تهیونگ"
از این به بعد علامت میزاریم
تهیونگ:_
انیا:+
م:خب تهیونگ جان خونتون اینجاست ؟
_اوم
م:خب کلید رو بنداز تو در دیگه
یک دفعه بادیگارد درو باز کرد
تهیونگ کیفشو انداخت بغل بادیگارد
_گمشو اونور
بادیگارد:چشم
م:(با دهن باز)ااا تهیونگ جان چه خونهی قشنگی
_میدونم
همه رفتن جُز آنیا که یک جا وایساتده بود و به اینور و اونور نگاه میکرد
_(دستشو جلوش تکون میده)چته چرا یک جا وایستادی
+ها چی بله(آشفتگی)
_میگم چرا یک جا وایستادی
+اها میگم کجا باید برم
_طبقهی بالا اتاق دوم
+اها باشه
"ویو ته"
اره من از قصد بهش گفتم.... چون اتاقش روبه روی من....
"ویو تمرین"
همه تو تیم خودشون..... داشتن تمرین میکردند....
"بعد تمرین"
همه رو مبل نشستن با خستگی...
تهیونگ رو مبل ولو شد رو مبل...
_هوی برو ویسکی و شامپاین بیار
...:چشم(علامت خدمتکار:...)
همه انقدر خورده بودن مست کامل شده بودن(جز تهیونگ چون چیزی روش اثر نشد)
"ویو ته"
همه رفتن تو اتاق اشون....
رفتم آب بخورم که از پشت یک دست دور کمرم بسته شد
(بی آید پست بعد تو کامنتا😜)
- ۱.۲k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط