نمی شه منتظر معجزه بود

نمی شه منتظر معجزه بود
باید خودت رو برداری
دعوت کنی به حال خوب
خودت رو برداری
بری یه جای دور
جایی که هیچکس تورو نشناسه
تو مرکزی ترین نقطه ی یه کافه بشینی
خودت رو دعوت کنی به هرچی دوست داری
بعد همینطوری که تکیه دادی به صندلی
لیوانِ قهوه ت رو دستت بگیری
تو دلت به خودت بگی:
خیلی خوش اومدی
باعث افتخارِ که مهمون من شدی!
آره رفیق
یه روزهایی باید یادت بیاد
خودت چقدر ارزش داری
چقدر خوبی
بی خیال حرف و فکر و نظر مردم
قهوه ت سرد نشه !
دیدگاه ها (۱)

دلمبه عظمت بارانبرایت دلتنگی می کندامروز عجیببی واژهبی حصارم...

غصه ها را پشت گوشم می اندازم ، چونان طره ی گیسویی رها ،و تسل...

اللهم عجل لولیک الفرج یا لثارات الخامنه ای

روباه مکار دی ماه جوونای مردم رو تحریک کردی بریزن خیابون بعد...

beautiful love

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط