اندوه که به گلو میرسد

اندوه که به گلو می‌رسد،
بغض می‌شود.
به سر‌ که می‌رسد،
از چشم‌ها سرازیر می‌شود
و وقتی فراتر از بدن باشد،
ما را از زمان جدا می‌کند،
گویی که وجود نداریم
هستیم اما نیستیم . . . !
قاصدک تنها 💔🥀
دیدگاه ها (۰)

باور کن من یهویی از رابطه نرفتمباور کن من یک شبه رفاقتمو با ...

و تنهاییتقدیرِ آدم‌هایی‌ستکه در قلب‌شانقبرستانی از حرف‌های ن...

اون حسی که نه دیگه دوستش داری، نه می‌خوایش، نه ازش متنفری،نه...

من به دوست‌داشتنِ هیچکسی نیازی نداشتم.اما تواولین و آخرین کس...

می نویسم از تو و خودکار شاعر می شوددایره در دایره پرگار شاعر...

وقتی که روح عشق رااینگونه عریان می کنی درواژه های شعر من گوی...

همچون نیاکان خود آماده خلق حماسه ای جدید هستیم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط