متن زیبا👇👇

اکبرعبدی تعریف میکند:
یک روز سر سریال بودیم. هوا هم خیلی سرد بود. از ماشین پیاده شد بدون کاپشن. گفتم: حسین این جوری اومدی از خونه بیرون؟ نگفتی سرما می‌خوری؟! کاپشن خوشگلت کو؟ گفت: کاپشن قشنگی بود،نه؟ گفتم: آره! گفت: من هم خیلی دوستش داشتم ولی سر راه یکی را دیدم که هم دوستش داشت و هم احتیاجش داشت. ولی من فقط دوستش داشتم……
#طبیعت
#متن
#زندگی
دیدگاه ها (۲)

تمام زندگی‌ما👇👇

صبحتون بخیر💚🙏

یکار دلی ☘️🙏

بنام آفریدگار زیبایی💚

#ازداوج_اجباری پارت ۱۱رسیدیم شهربازی از ماشین پیاده شدیم یکن...

part:27name:عشق و جداییویو بورا رفتم پایین کوک یه کت بلند چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط