بچه ها من طرفدار نیما هستم و من نه آنیتا دارم و نه تلگرام
بچه ها من طرفدار نیما هستم و من نه آنیتا دارم و نه تلگرام و نه یوتیوب و نه روبیکا ، روبیکا ازم رمز دوم میخواد وگرنه نصب میکردم
من با دوست کلاس زبانم هماهنگ کرده بودم که تاریخ جدید ایونت رو به من بگه که من بیام ولی خب نگفت و من فکر کرده بودم که دو مرداد هست و گفتم لاوود الکیه
بعد که رفتم کلاس زبان دیدم بچهها حتی رفتن تکی باهاش عکس هم گرفتن
جدی خیلی گریم گرفت
داشت ویدیو های ایونت و اینکه داد میزد سلاااام رو نشون میداد خیلی کنترل کردم که گریه نکنم ( برق رفته بود ) یدفع یکی چراغ قوه رو چرخوندم به سمت من و دیدن اشک توی چشمام جمع شده گفتن داری گریه میکنی گفتم نه بابا بعد تیچر ازم پرسید بعد با قیافه گریون گفتم نه بابا😅
بعد یک قطره اشگ ریختم و تیچر مون سریع بلند شد و اومد بغلم کرد و بغضم ترکید تو بغلش بعدش رفت نشست و من اشکام رو پاک کردم بازم میخواستم گریه کنم بازم نمیتونستم کنترل کنم ولی آنقدر باشلوارم ور رفتن که اشکام یواش رفت و به درس ادامه دادیم
ولی من خیلی ناراحتم که نرفتم ایونت نیما
امیدوارم تو روز تولدش دوباره ایونت بزاره ولی با اون کتری که اینا کردن دیگه فکر نکنم نه خودش بخواد نه بهش اجازه بدن
من با دوست کلاس زبانم هماهنگ کرده بودم که تاریخ جدید ایونت رو به من بگه که من بیام ولی خب نگفت و من فکر کرده بودم که دو مرداد هست و گفتم لاوود الکیه
بعد که رفتم کلاس زبان دیدم بچهها حتی رفتن تکی باهاش عکس هم گرفتن
جدی خیلی گریم گرفت
داشت ویدیو های ایونت و اینکه داد میزد سلاااام رو نشون میداد خیلی کنترل کردم که گریه نکنم ( برق رفته بود ) یدفع یکی چراغ قوه رو چرخوندم به سمت من و دیدن اشک توی چشمام جمع شده گفتن داری گریه میکنی گفتم نه بابا بعد تیچر ازم پرسید بعد با قیافه گریون گفتم نه بابا😅
بعد یک قطره اشگ ریختم و تیچر مون سریع بلند شد و اومد بغلم کرد و بغضم ترکید تو بغلش بعدش رفت نشست و من اشکام رو پاک کردم بازم میخواستم گریه کنم بازم نمیتونستم کنترل کنم ولی آنقدر باشلوارم ور رفتن که اشکام یواش رفت و به درس ادامه دادیم
ولی من خیلی ناراحتم که نرفتم ایونت نیما
امیدوارم تو روز تولدش دوباره ایونت بزاره ولی با اون کتری که اینا کردن دیگه فکر نکنم نه خودش بخواد نه بهش اجازه بدن
- ۲۰۳
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط