Afterglow

پارت سی و سوم — پاریس
سه روز بعد، ا/ت در پاریس بود.
یک کمپین عطر.
دو روز فیلم‌برداری.
چهار ست لباس.
هفت ساعت عکاسی در روز.
و یک قرارداد جدید که اگر موفق می‌شد، احتمال تمدیدش برای یک سال وجود داشت.
صبح اول، وقتی وارد لوکیشن شد، چند نفر از تیم با او به زبان‌های مختلف سلام کردند.
مدیر پروژه گفت:
ـ ا/ت، آماده‌ای؟
ـ همیشه.
ـ امروز سخت می‌گذره.
ـ مشکلی نیست.
و واقعاً هم نبود.
او برای این کار ساخته شده بود.
دوربین روشن شد.
ژست.
تغییر نور.
تعویض لباس.
دوباره دوربین.
یک مصاحبه‌ی کوتاه.
بعد دوباره عکاسی.
ظهر، یکی از اعضای تیم گفت:
ـ هنوز خسته نشدی؟
ا/ت در حالی که گوشواره‌اش را عوض می‌کرد گفت:
ـ خسته‌ام.
ـ پس چرا نمی‌گی؟
ـ چون شماها با شنیدن «خسته‌ام» عکاسی رو متوقف نمی‌کنید.
طرف خندید.
ـ منطقیه.

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط