دل بیدار من ، بر مردم خوابیده میگرید

دل بیدار من ، بر مردم خوابیده میگرید
بلی! فهمیده بر احوال نافهمیده میگرید
ز چشم خویشتن آموختم رسم محبت را
که هر عضوی به درد آید به جایش دیده میگرید

رنجی تهرانی
دیدگاه ها (۱)

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

Between Sleep and Breath

Otagh baghli Part 55«ویو جونگکوک‌»جرعه ای از قهوه ام خوردم و...

KIM V

بدون شرح

ز چشم خویشتن آموختم رسم محبت را که هر عضوی به درد آید به جای...

ز چشم خویشتن آموختم رسم رفاقت راکه هر عضوی به درد آید به جای...

ز چشم خویشتن آموختم رسم محبت راکه هر عضوی به درد آید به جایش...

من از چشمانِ خود آموختم ... رسمِ محبت را که هر عضوی به درد آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط