بگذار من برایت چای بریزم

بگذار من برایت چای بریزم

آیا گفتم که تو را من دوست دارم؟

آیا گفتم که من خوشبخت هستم

زیرا که تو آمده ای ...

و حضورت مایه خوشبختی است

چون حضور شعر

چون حضور قایق ها و خاطرات دور ...



بگذار پاره‌ای از سخن صندلی‌ها را

آن دم که به تو خوشامد می‌گویند،
برگردان کنم ...

بگذار آنچه را که از ذهن فنجان‌ها می‌گذرد

آنگاه که در فکر لبان تواند ...

و آنچه را که از خاطر قاشق‌ها و شکردان می‌گذرد، بازگو کنم ...

بگذار تو را چون حرف تازه‌ای

بر ابجد بیفزایم...



خوشت آمد از چای؟

کمی شیر نمی‌خواهی؟

و چون همیشه به یک حبه قند ا
کتفا می‌کنی؟

اما من رخسار تو را

بی هیچ قندی دوست دارم ...
#سرمایه_جاودانه_قلبم❤
#عاشقانه
#amd_msn11
دیدگاه ها (۱۲)

دستت را روی قلبم بگذار... ❤️آرام، درست همان‌جا که نام تو را ...

نورِ چَشمانَماین روزا برای من زیباترین روزهای زندگیم بوده ، ...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

به خدا گفتم:۱ عهد ببندیم... گفت بگو..گفتم وقتی که میخوام برم...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

رها❤ فکر نمی کنم هیچ وقت واقعا بفهمی چقدر برام مهمیچون هر چق...

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط