اگر 𐴒شق شڪل داشت،
اگر 𐴒شق شڪل داشت،
شاید شبیه دستهای تو بود.
همانقدر آرام،
همانقدر واقعے،
همانقدر بےاد𐴒ا و 𐴒میق.
چون تو با دستهایت چیزهایے را گفتهای ڪه هیچ زبانے از پسِ گفتنش برنمےآمد.
وقتے بےدلیل دستم را مےگیری،
وقتے آرام انگشتهایم را میان گرمای خودت نگه مےداری،
حس مےڪنم جهان هنوز جای قشنگے برای زندگےست.
تو نمےدانے،
اما دستهایت برای دل من چیزی شبیه معجزهاند؛
یادآوریِ اینڪه هنوز مےشود در این دنیا،
ڪسے را پیدا ڪرد ڪه فقط با یڪ لمس ساده،
تمام 𐴒߭مها را برای لحظهای از یاد ببری. @cclar
شاید شبیه دستهای تو بود.
همانقدر آرام،
همانقدر واقعے،
همانقدر بےاد𐴒ا و 𐴒میق.
چون تو با دستهایت چیزهایے را گفتهای ڪه هیچ زبانے از پسِ گفتنش برنمےآمد.
وقتے بےدلیل دستم را مےگیری،
وقتے آرام انگشتهایم را میان گرمای خودت نگه مےداری،
حس مےڪنم جهان هنوز جای قشنگے برای زندگےست.
تو نمےدانے،
اما دستهایت برای دل من چیزی شبیه معجزهاند؛
یادآوریِ اینڪه هنوز مےشود در این دنیا،
ڪسے را پیدا ڪرد ڪه فقط با یڪ لمس ساده،
تمام 𐴒߭مها را برای لحظهای از یاد ببری. @cclar
- ۱.۳k
- ۲۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط