دلم میخواست برایت بنویسم

دلم میخواست برایت بنویسم.
برای داشتنت قیدِ خنده هایم را زدم.
یک نفر وقتی چشمهایش نمیخندد
یعنی روزگارش خوب نیست.
یعنی دنیایش سیاه است و حال و هوایش ابری!
خواستم برایت بنویسم،
من برای داشتنت خودم را از دست دادم.
وکاش تو وسطِ تمامِ این دویدن ها روبرویم نمی ایستادی...
کاش نمیگذاشتی زانوهایم خم شوند،
زخمی شوند،
خسته شوند...
دلم میخواست برایت بنویسم.
من برای داشتنت قیدِ چشمهایم را زدم!
حالا تمام جهانم تیره و تار است.
و اما تو...
کاش برای چشمهایم یک قدم برمیداشتی.
آخر برایت نوشته بودم:
چشمهایم خانه ی امن توست!
دیدگاه ها (۶)

باید زمانی بگذرد تا بفهمی اگر کسی برای رفتن بهانه می آورد، ت...

+ اگه بهت بگن یه نخ دیگه سیگار بکشی میمیری چی میگی؟- یکی دیگ...

به دریا بگو دوستت دارمبا تمام وجودش برایت موج میزندبه کوه بگ...

اگر کسی هست که وقتِ غم،غم‌خوارتون باشه، قدرش رو بدونید.شب‌‌ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط