ماه عاشق دریا بود ... دریا عاشق ساحل، ماه دریا رو می‌آور

ماه عاشق دریا بود ... دریا عاشق ساحل، ماه دریا رو می‌آورد بالا تر و بهش غرور میداد .. دریا چشم انتظار خورشید که بتونه راحت تر ساحل شو نگاه کنه .. ماه بهش نور میداد و زیباش میکرد .. ساحل حاضر بود گرمای خورشید تحمل کنه از بین بره ولی با گرما و راحتی خودش و به ساحلش برسونه ... ماه گرفت دلش از دریا و رفت ... دریا موند با ساحلی که دیگه حتی نگاهشم نمی‌کرد.
دیدگاه ها (۰)

<🎶>

💔

<وایبش>

𝑾𝒉𝒆𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒏𝒅𝒔 𝑻𝒖𝒓𝒏 𝑩𝒂𝒄𝒌p17تهیونگ چیزی نگفت. فقط به دورترین ...

پارت۹۵شب همون روزقلمرو میلیکوک:یعنی چی اصن برا چی باید تنها ...

سناریو بلولاک/قفل آبی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط