رفتم دم در فالگوش وایسادم گه در باز شد

+رفتم دم در فالگوش وایسادم گه در باز شد

+رفتم دم در فالگوش وایسادم گه در باز شد
=خانم شما اینجا چیکار میکنید
+ه.ها م.من ه.هیچی
_ا.ت
+ببخشید
_میتونی بری هیون
=بله ارباب
_بیا تو ا.ت
+باشه ( خجالت )
_چیکار کنم باهات ها
+ببخشید اخه میترسم تو اون اتاق تنها باشم
_بهونه ؟
+نه به خدا فقط یذره فوضولیم گل کرد ببخشید اخه میخوام پیش تو باشم
_خیلی خب بیا بریم‌تو دفترم کارای عروسی رو بکنییم

( امم راستی یه چند روز عروسیشون عقب افتاده )

+باشه
_رفتم‌نشستم رو صندلی ا.ت هم نشوندم رو پام خب بزار کار ها مو بکنم بعد کار های عروسی رو انجام میدیم‌
+باشه داشت کار میکرد گردنم خسته شد یذره خودمو پایین اومدرم و سرمو گذاشتم رو سینش و دستامو رو دهنم گذاشتم تا یذره بهش هوا بدم دستامو جمع کردم و بهش هوا دادم همینجوری که مشغول بودم به اون حالت خوابم برد
_مشغول کارا بودم که دیدم ا.ت بهم چسپیده عزیزدلم کارام‌ کم کم داره تموم‌میشه
ا.ت صورتمو بردم‌سمت صورتش که خوابیده خیلی کیوت شده بود مو هاشو ناز میکردم دیرم نور کامپیوتر بهش میخوره پس دستمو گذاشتم رو صورتم
۱۰مین بعد
_فقط یه فایل باید دانلود کنم که کارم تموم بشه مشغول بودم که صدای تیر اندازی میاومد لعنتی حمله کردن ا.ت‌جیغ زد هیسس اروم باش برو زیر میز دستاش میلرزید قربونت برم من‌نترس هیچی نمیشه
دیدگاه ها (۰)

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

سناریو میتسویا پارت ۲

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

سناریو خط قرمز پارت ۳

ریاکشن پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط