داشتیم تو پاساژ راه میرفتیم بابام کنارم بود برگشتم دیدم د

داشتیم تو پاساژ راه میرفتیم بابام کنارم بود برگشتم دیدم دستشو نگه داشته پشت کمرم
من : 🤧dad marry me
دیدگاه ها (۰)

من : نه من اصلا اعداد یادم نمیمونه👤 : قدش چند بود‍؟من : ..۱۶...

تو منو دوست داری؟پارت ۷موقعیت : جمعه روز تعطیل ویو انیاصبح ک...

خاطرات ایمیلیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط