آرامش را در توکل یافتم

آرامش را در توکل یافتم ...!

آرامش را در توکل یافتم ...!

وقتی که خواستم و نشد
طلب کردم و بدست نیاوردم
سپس آرام شدم
و مدتی بعد حتی لبخند زدم
درست وقتی که خداوند
دستهایم را گرفت ...
باهم قدم زدیم و
حکمتش را نشانم داد ..
خدا دوست خوبی ست
با او باید بسیار قدم زد ...👣
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۴ .... اعتراف

پارت ۱۱ویلایی که جونگکوک در ججو داشت، درست کنار دریا بود.وقت...

رز آبی پارت ۲۹

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۳۱ پارتنیمه‌شب بود و هنوز...

« لایک نکنید شب میام تو خوابتون🙄🌗»وقتی طراح لباسشی و اون عاش...

👑 پارت سوم | حرف‌های پشتِ لبخندموسیقی تمام شد.صدای تشویق مهم...

یکی از شو کرونای درخواستی داشت

.....پارت هجدهم.....

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود. هوسوک با کلافگی در پذیرایی قدم می...

🦢 پارت نوزدهم | محافظجنگکوک هنوز به صفحه‌ی گوشی خیره بود.عکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط