بار دگر ذره وار رقص کنان آمدیم

بار دگر ذره وار رقص کنان آمدیم
زان سوی گردون عشق چرخ زنان آمدیم

بر سر میدان عشق چونک یکی گو شدیم
گه به کران تاختیم گه به میان آمدیم

عشق نیاز آورد گر تو چنانی رواست
ما چو از آن سوتریم ما نه چنان آمدیم

خواجه مجلس تویی مجلسیان حاضرند
آب چو آتش بیار ما نه بنان آمدیم

شکر که ناداشت وار از سبب زخم تو
چون که به جان آمدیم زود به جان آمدیم

شمس حق این عشق تو تشنه خون من است
تیغ و کفن در بغل بهر همان آمدیم

جز نمکت نشکند شورش تبریز را
فخر زمین در غمت شور زمان آمدیم
دیدگاه ها (۱۴)

سلام عزیزای آبجی حالتون چطورهشوموتون بخیر🤪😊🤗💙💙

💗یکشنبه‌تون شاد و بینظیر💗امروز از خدا 🌷برای  تک تک تون 💗اینگ...

از دست عزیزان چه بگویم گله‌ای نیستگر هم گله‌ای هست، دگر حوصل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط