کیش و مات

کیش و مات

پارت چهارم

ستایش : باید چیکار کنم
دیانا : اول باید یکی رو پیدا کنی که باهاش رل بزنی

(ممرضا مرسلی) فکر کنم میشناسینش

رفتم پیش دیانا و ستایش میخواستم برم تو اتاق که اتفاقی حرفاشونو شنیدم و رفتم داخل اتاق تا هر دوشون منو دیدن 6 متر پریدن هوا
مرسلی : من نقش رل ستایش و بازی می‌کنم ولی چطوری حرسشون بدیم
دیانا : بهت میگم..........

(محراب)
ارسلان این چند روز که با دیانا کات کرده بود حال روز زیاد خوبی نداشت مرتط سیگار می‌کشید وقتی هم ازش سیگار و می‌گرفتیم جیغ میزد و حال و روزش اصلا تعریفی نداشت

(ارسلان)
بعد از کات با دیانا زیاد حالم خوب نبود تنها چیزی که آرومم می‌کرد سیگار بود بچه ها سعی میکردن ازم سیگارو بگیرن اما نمیتونستن
آهنگ پس من چی بیب رو پلی کردم و باهاش بلند میخوندم بودی قول میدادم قدرتو بدونم همه بعد تو یه جورن فرشته تخس شیطونمی
و تا آخر باهاش خوندم
رفتم پیش مامانم سعی کردم حالو روزمو زیاد نشون ندم اما اون فهمید
مامان ارسلان : چی شده پسرم خیلی ناراحتی
ارسلان : با این حرف مامانم رفتم و سرمو گذاشتم رو پاش و تا تونستم گریه کردم و میگفتم ولم کرد، رفت پیشم نموند

چطور بود نظرتون رو تو کامنتا بگید
دیدگاه ها (۱۰)

مافیایی برای من}پارت:۵ویو کوک:شام اماده شده بود رفتم که پسره...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

چند پارتیـ درخواستیـــــــــــــــــ🧊💔ـــــــــــــــــوقتی ...

پارت ۱ویو تهیونگ:سلام من کیم تهیونگ هستم ۲۹ سالمه و تو یک کا...

By necessity پارت 1ویو بورام با صدای الارم بیدار شدم رفتم سر...

spanish girl:8

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

رمان تو خود منی

عروسک مافیا/پارت1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط