tears falling down at the party...

واقعا خستم، به معنای واقعی خستم، از صبح پاشدن، از شب خوابیدن، ناهار خوردن، مکالمه های سطحی، مکالمه های عمیق، پوشیدن جین و تیشرت، فشار دادن لامپ، ناز کردن گربم، دیدن چهره های مختلف، به زبون آوردن کلمات، از همش خستم...
دیدگاه ها (۲)

حیف شهرم بارونی نیست...

خواب...

گذشته کی برمیگردی?

دریا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط