💜💜

💜💜
تکدرخت می داند که خزان،
مرهمی ست بر درد جاودانگی...
او باید خالی شود
از هر آنچیزی که بدان می نازید...
خزان، هنگامه ی فروریختن ها و موسم گذاشتن ها و گذشتن هاست...
دیدگاه ها (۰)

💜💜غریبه ای آمـدعـشقی دادنـفـسی گرفتآرام و بی صدا رفت ...

💜💜آنچه سرنوشتدرمن جا گذاشتباقی مانده های‌ دریاستدلتنگی برای ...

🖤🖤رقص و جولان بر سر میدان کنند        رقص اندر خون خود مردان...

💜💜در میهمانی لحظه های با تودستانت خالی بوداما نگاهت پر از شو...

Final Approach تقربِ نهایی (پارت ۱)ورق بزن!:)خلاصه داستان:می...

فکر می‌کنم مدتی‌ست علاج زندگی را پیدا کرده‌ام.«دوست داشتن غم...

گاهی زندگی مثل روزی بارانی می‌ماند که هیچ چیز جز سرپناه موقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط