سکوتت را ندانستم نگاهم را نفهمیدی

سکوتت را ندانستم نگاهم را نفهمیدی

نگفتم گفتنی هارو تو هم هرگز نپرسیدی

شبی که شام ِ آخر بود به دست دوست خنجر بود

میان عشق و آینه یه جنگ نا برابر بود

چه جنگ نابرابری چه دستی و چه خنجری
دیدگاه ها (۵)

السلام علیک یا فاطمه المعصومه(س)خیلی دلم گرفته بود یا حضرت م...

سکوتت را ندانستم ، نگاهم را نفهمیدی نگفتم گفتنی هارا‌ ، تو ه...

شرابی از جنس نفرت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط