در ستایشِ سکوتِ ما و ساحتِ رستاخیزِ معنا..
در ستایشِ سکوتِ ما و ساحتِ رستاخیزِ معنا..
هشت سال هجران، به بهانهیِ نجاتِ دیگری، چیزی جز ویرانیِ دوجانبه نبود. استاد در پیِ فرار، در پوچیِ انتخاب خود گم شد و پسرک در فضایِ آکنده از بویِ میخک و چایِ تلخ پاسدارِ انتظاری شد که زمان را منجمد کرده بود.
این داستان مرثیهای برایِ باورهایِ کاذب بود؛ باوری که میپنداشت عشق را باید فدا کرد تا صیانت شود. اما بارانِ تابستانیِ بازگشت پرده را درید.
آنگاه که پسر حالا مردی بالغ و پخته شده بود در برابرِ مردِ خسته و فرسوده روبروی درگاهِ صومعه ایستاد حقیقتِ نهایی آشکار شد:
آنها در نهایت دریافتند که موسیقیِ زندگی، نه در کنجِ تنهایی، بلکه در همنواییِ دو قلبِ بیهراس جاریست.
و ختم کلام این نه قصهیِ گناه، بلکه سرودِ ایمان بود.
-دلنوشته های آگوستینا زیرِ پستای خورشید
در وصفِ دلباختگیِ طوفانیِ استاد ادبیات و پسر نوازنده کنج محراب
#تهیونگ #یونگی #تهگی #بی_تی_اس #شوگا
هشت سال هجران، به بهانهیِ نجاتِ دیگری، چیزی جز ویرانیِ دوجانبه نبود. استاد در پیِ فرار، در پوچیِ انتخاب خود گم شد و پسرک در فضایِ آکنده از بویِ میخک و چایِ تلخ پاسدارِ انتظاری شد که زمان را منجمد کرده بود.
این داستان مرثیهای برایِ باورهایِ کاذب بود؛ باوری که میپنداشت عشق را باید فدا کرد تا صیانت شود. اما بارانِ تابستانیِ بازگشت پرده را درید.
آنگاه که پسر حالا مردی بالغ و پخته شده بود در برابرِ مردِ خسته و فرسوده روبروی درگاهِ صومعه ایستاد حقیقتِ نهایی آشکار شد:
آنها در نهایت دریافتند که موسیقیِ زندگی، نه در کنجِ تنهایی، بلکه در همنواییِ دو قلبِ بیهراس جاریست.
و ختم کلام این نه قصهیِ گناه، بلکه سرودِ ایمان بود.
-دلنوشته های آگوستینا زیرِ پستای خورشید
در وصفِ دلباختگیِ طوفانیِ استاد ادبیات و پسر نوازنده کنج محراب
#تهیونگ #یونگی #تهگی #بی_تی_اس #شوگا
- ۲.۰k
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط