داخل کلاس ما یه اکیپی هست که همیشه به بقیه زور میگن و من

داخل کلاس ما یه اکیپی هست که همیشه به بقیه زور میگن و من خاک بر سر هم تا چند سال پیش عضو این اکیپ بودم تا اینکه یه دختر جدید اومد کلاس ما و من و اون باهم دوست شدیم بعد داخل همون اکیپ من تنها کسی بودم که با بچه های کلاس مون مهربون بود و بقیه اونقدر ازش نمی ترسیدند بعدش کم کم بچه ها اومدن به من گفتن اون اکیپ رو ول کن تو خیلی از اونا بهتری منم متوجه شدم و اونا رو ول کردم و الان همه با من خوب شدند و کسی با من مشکل نداره ولی حالا داستان کجا جالب میشه وقتی دعوا های اون اکیپ با من شروع میشه الان تقریبا همه روز ها من و اون اکیپ دعوا داریم چون اونا به بقیه زور میگن من منم بدم میاد کسی به کسی زور بگه من حتی زمانی که داخل اون اکیپ گوه بودم هم به کسی زور نمی گفتم در نتیجه گاهی نیاز هست به جای کم آورن طرف مقابل رو عن کنیم ...(اگر غلظ املایی دارم بخاطر اینه که تند دارم می نویسم )
دیدگاه ها (۰)

من کی پاپر هستم خیلی خوشحالم که داخل این خانواده بزرگم تمام ...

بچه ها مدرسه شروع شدهو منم کلاس ششم هستمامسال نمیتونم فعالیت...

منم خیلی دوست دارم که با بقیه باشم و باهاشون وقت بگذرونم و د...

‏🦊[۰۱:۲۱ ~ ۰۱:۲۲ به وقت کره]بنگ-های ㅎㅎㅎچیکار می‌کنیقبل خواب ...

تو نمی‌دونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی ...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

رمان

اگه رفتید مدرسه بیاید تعریف کنید چه جوری گذشتت✨🤧 به من که ام...

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

فیک:زندگی برام معنایی نداشت تا وقتی که...پارت دوم(یک هفته بع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط